آیاتای وآیسو دو ماه مامان و بابا

روزهایی از نوزادی

خاطره ای برای عشقم

بدون عنوان

سلام به دوستای گلم من شرمنده همتونم پست هاتونو خوندم خیلی خوش حال شدم که فراموشمون نکردین اولین فرصت به همتون سر میزنم آیسو خانوم ما فرصت نفس کشیدن نمیدن گریشون نسبت به آیاتای خیلی زیاده برا همین شرمندتون میشم  خیلی دوستووووووووووووون دارم نی نی های خشگلتونو از دور میبوووووووووووووسم                                                          راستی میبخشید اگه عکسا کوچیکو بی نظم هستن آخه با موبایل میزارم برا  همین                  &...
27 آذر 1393

بدون عنوان

جملات به زبان آیاتای آگویده=آب بده آگو=غذا گرسنمه ددخ=بریم گو=ترسیدم ما=ماما بابا  اک=موقع زدن میگه بابایه=موبایل یحیا=زهرا سیر=شیر نونو=پستونک  دیح دو=پاشو آیوو=آیسو به دایش میگه پوو ( بازی تو گوشی موبایل )  گه گه=چیپسو پفکو .... یک دوو س تا سه میشماره تکه کلامش ماااا گووو
16 آذر 1393

بدون عنوان

سلام دوستای گلم من شرمندم این مدتو بیخبر گذاشتم آخه نی نی هام اصلا اجاره نمیدادن که سر بزنم  الان آیاتای پونوزده ماهه شده آیسو هم دوماهش تموم شده  این دفعه خدارو شکر عمل راحتو آسونی داشتم آیسو خیلی کریه میکنه از هفت روزه هقته چهار روزشو  خونه بابام هستم آخه کمک اونا نباشه نمیتونم برسم بابایی هم واقعا کمکش خیلی زیاده هم خونه هم کمک تو نگه داشتنتون از دانشگاه که میرسه دوتاتون هم تحویل بابا هستین تا من به کارام برسم یا برعکس بابای بیچاره هم بیرون کار میکنه هم به قول خودش تو خونه آیسو خانوم هر هفته میرن دکتر یا دهنش افت میزنه با درد شکم یا....آیتای اوایل خیلی اویت میشد وقتی آیسو گریه میکرو میترسید تعجب میکرد فرار میکرد شبا گ...
16 آذر 1393

جشن دندونی ایاتای جونم

دخترکم بعد از یک سال بلاخره دندوناتو در اوردی ولی از بالا الان چهارتا دندون از بالا داری از پایین نه یک هفته قبل از تولدت دندوناتو دیدیم اونم مامان جون متوجه شد   ...
11 شهريور 1393

تولد یک سالگی آیاتای جونم و اولین قدم

سلام دختر ماهم پاره تنم امید زندگیم  نفسم آیاتایم نمیدونم چه جوری وبا چه جملاتی بگم که وجودت برام همه چیزه هر چقد فکر میکنم تا کلمات رو بزارم کنار هم تا بتونم یه جمله درست کنم که بتونه یه ذره هم که شده از عشق من به تورو معنی کنه نیست کم میاد من با وجود تو فهمیدم مادر بودن یعنی فقط به خاطر تو نفس میکشم زندگی میکنم میخندم  وجود تو همه سر چشمه از پاکی شادی و.................. عزیزم الان یک ساله که قدم به این دنیا گذاشتی و منو کردی یه مادر خوشبخت منم تصمیم داشتم برات تولد بگیرم که متاسفانه خاله مامانم سنش هم کم بود فوت کرد برا همین نتونستم بگیرم ولی انشاله بعدا حتما خواهم گرفت  اینم چ...
11 شهريور 1393